أبو ريحان البيروني ( مترجم : اكبر دانا سرشت )
2
آثار الباقيه ( فارسى )
اعراب آغاز روز و شب را نقطههاى مغارب كه بر دايره افق است فرض كردهاند پس ، شبانهروز به عقيده آنان از آغاز غروب آفتاب است از افق تا غروب آفتاب فردا و آنچه ايشانرا بر اين امر وادار نمود اين است كه ماههاى عربى مبتنى بر مسير كرهى ماه است و از حركت قمر استخراج مىشود و اوايل ماههاى قمرى به رؤيت هلال منوط است نه به حساب ، و هلال در وقت غروب آفتاب ديده مىشود و رؤيت هلال نزد تازيان اول ماه است پس ، در نتيجه به عقيدهى تازيان شب پيش از روز شد و عادت ايشان در تقديم شب به روز به همينطريق جارى گشته است « 1 » . دليل پيروان اين عقيده آن است كه مرتبهى تاريكى بر نور مقدم است « 2 » و نور بر تاريكى طارى است پس بهتر آن است كه تاريكى را بر فروغ مقدم داريم . و اين دسته سكون را بر حركت مقدم شمردهاند بدينطريق كه گفتند آسودگى و راحت تن در سكون است و حركت جز براى حاجت ضرور نيست و رنج در دنبال حاجت و ضرورت است پس ، تعب نتيجهى حركت است . دليل ديگرشان اين است كه اگر سكون در عناصر دوام يابد توليد فساد نمىكند ولى اگر حركت در عناصر پايدار بماند عناصر فاسد مىشود چنان كه در مورد زلزلهها و بادهاى تند و امواج و غيره اين امر مشهود مىگردد .
--> ( 1 ) - چنان كه وقتى اعراب ميگويند ليلة الخميس مقصدشان شب پنجشنبه است كه از غروب چهارشنبه آغاز مىشود پس ، اعراب شب را به روز مقدم مىدارند و آنان كه سال خورشيدى به كار مىبندند روز را بر شب و چون ايرانيان ساليان دراز ماههاى ايشان عربى بوده هنوز جمعى از مردم وقتى مىگويند شب پنجشنبه مقصودشان بعينه مقصد تازيان است و چون سال رسمى و دولتى ما خورشيدى شده بايد روز را بشب مقدم داريم و مقصود ما از شب پنجشنبه شبى باشد كه از غروب روز چهارشنبه شروع مىگردد و اكنون عملا دارد چنين مىشود و مىگويند پنجشنبه شب تا التباسى پيش نيايد . ( 2 ) - تقدم چيزى بر چيز ديگر چندين قسم است و اقسام تقدم را در امور عامهى فلسفه شرح دادهاند يكى از آن اقسام تقدم رتبى است مانند تقدم تاريكى بر فروغ .